گزاره
مُردهریگ ۱
من بر این باورم که ویژگی هنر آن است که
«وادارمان کند ببینیم»
- لویی آلتوسر
نمایش «بازآرایی گورستان»۲ در اسفند ماه ۱۴۰۳ متولد و دو هفته بعد مرگ را به آغوش کشید. میگویم مُرده، چرا که گمان میکنم هر رویدادی اگر امکان و مجالِ آرشیوشدن پیدا نکند تا بخشی از تاریخ شود برای یادآوری و گفتوگو مرده است. پیش از برپایی نمایش به واسطهی تجربههای گذشته میدانستم چنین اتفاقِ ناخرسندی اجتنابناپذیر خواهد بود، پس با مشارکتِ مخاطبان شرایطی را محیا کردم تا پس از اختتامیه، باقیماندهها را ذیلِ وضعیتِ دیگری پیکربندی کنم که اکنون روبروی آنها به تماشا ایستادهاید. نمیدانم مردهریگ پس از این تبدیل به پروژهای بلند مدت خواهد شد یا به محاق میرود. اما باور دارم که سنگری است برای به یادآوردن و مقاومت در برابرِ مصرفی کردنِ هر آنچه پیوندی با ارزش زیباییشناسانه دارد.
مردهریگ نبشِ قبرِ نمایش تمامشده نیست، بازیادآوریِ مسئله است و تقلایی کوچک برای وادار کردن به دیدنِ آنچه که در حالِ فروپاشی است. مردهریگ را میتوان همارزِ تمامِ اعلانهای سیاسی و اجتماعی این جغرافیا در بزنگاههای تاریخی دانست و فهمید که تلاش میکردند اخباری از کم و کیف یا چگونگی اعمال قدرت از سوی دمودستگاه دولتها ارائه کنند. در چنین شرایطی یا ما مردمان تماشاگران غمگین و مبهوت باقی میماندیم یا در اندیشه فردایی میرفتیم که مهیای بازگشتِ مردمانِ کنشگر بود.
- آیدین باقری
۱-مرده ریگ. [ م ُ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) میراث. آنچه از مرده باز ماند. بازمانده. وامانده. تراث. ارثیه. ترکه. متروکات. مرده.
۲- نمایش «بازآرایی گورستان» از ۲۷ بهمن تا ۲ اسفند ماه ۱۴۰۳ در گالری طراحان آزاد برپا شد که موضوعِ آن مرتبط با طرح همسانسازی گورستانهای تاریخی بود.